۱۳۹۰ اسفند ۱۸, پنجشنبه

به مناسبت روز زن، مردها بخوانند!


روزجهانی زن, روز گرامیداشت مقام زن است. روزی که دربیشتر کشورهای جهان، بهانه ای می شود تا مسئولان به بازبینی مشکلاتی که زنان در جامعه با آن روبرو هستند بپردازند. روزی که زن ها با همبستگی در دنیای مردانه، تمرین قدرت می کنند. حق های اجحاف شده را فریاد می زنند و سکوت نابرابری را می شکنند. و شب با دلی امیدوار به فردای برابرتر سر به بالین می گذارند. چرا که در مملکتی که زندگی می کنند اگر چه با مردها برابر نیستند اما حق صحبت کردن از نابرابری را دارند و باز اگر چه تمام خواسته هایشان یک شبه برآورده نمی شود اما در گرفتن حقشان از سالی که گذشت جلوترند. پس دریچه ی امیدی هست که قوتبخش دلهایشان باشد.
اما روزجهانی زن برای زن ایرانی که چندیست صدایش در گلویش خفه شده، حکایت دیگریست. در این روز تاوان شعاربرابری سر دادن از روزهای دیگر بسی سنگین تر است. چون منش مردسالاری با خشت خشت این حکومت خوب عجین شده است. سرکوب کردن زن ها یعنی خاموش کردن پنجاه درصدی مردم، پس انرژی بیشتری می مانند برای کنترل نیمی دیگر و بیمه کردن قدرت سیاسی فاسد. قدرتمداران ابزاری به اسم مذهب بدست گرفتند و به لطف آن تک تک روزنه های تنفس زنان کشور را بتونه کرده اند تا جایی برای نفس نماند. روز زن را روز تولد فاطمه نامیدند که هنرش، دختر پیامبر بودن و همسر علی بودن است و از خود هیچ ندارد. اما چرا؟ مگر غیر از این است که سمبل روز زن باید برای زنان حرفی، درسی، سخنی داشته باشد! حکومت در ۳۰ سال پیش روز تولد فاطمه را روز زن نامید تا تعریف خود را از زن به ما واضح تر تحمیل کند. (زن یعنی دختر مطیع و یا همسر مطیع کسی بودن و هویتی نیست برای زن بی مرد) و چقدر تلخ که ما درآن زمان نفهمیدیم. 

 و حالا در این نابرابری تلخ برای تو می نویسم:

این حکومت به همه ظلم کرد، همه ی ما امروز چه مرد و چه زن قربانی های رفتارهای دیکتاتوری ۳۰ ساله ی این حکومت هستیم، اما زن ها همه چیز را از دست دادند، نه آزادی برایشان ماند و نه هویتی. 
درست در هفته ای که در بیشتر نقاط دنیا به فکر گرامیداشت مقام زن هستند، در مملکت ما قانون ازدواج  موقت با رنگ بوی بیشتر در مجلس به تصویب می رسد.مردان عزیز سرزمینم، درست است که بهبود بخشیدن موقییت اجتماعی زن در همه جای دنیا به تلاش خود زنان بر می گردد اما در مملکت ما تلاش ما کافی نیست، برای همین در این اوضاع بی سر و سامان تلاش و همکاری شما همانند قرص مسکنی است که کمی از این دردها را آرام می کند. بیایید از امروز با رفتارهای مردسالارانه بدرود بگوییم و به زنان جامعه مان هویت دوباره ببخشیم. 
۱. بیایید با نگاه جنسی و شهوانی به زن مبارزه کنیم و به فکرواندیشه اش بال و پر بدهیم.
۲. به دخترانمان همانند پسرانمان استقلال بدهیم و از این نترسیم که دیگران چه می گویند و چه نمی گویند.اگر در محفل خانواده به آموزش چهارچوب زندگی و ارزش ها پرداخته ایم، نباید نسبت به فرزندانمان بی اعتماد باشیم. اگر هم خطایی کردند قسمتی از جوانی آنهاست که کاملا قابل درک است.
۳. از دخترانمان نخواهیم که تن به ازدواج با خواستگارهایی بدهند که نه آنها را می شناسند و نه با خلق و خوی آنها آشنایی دارند. برای آنها بگوییم که باید عاشق شوند و ازدواج کنند و نه ازدواج کنند تا عاشق شوند، که تفاوت این دو مثل زمین است و آسمان.  روح فرزندانمان را در کودکیشان با ارزش های درست و انسانی تغذیه کنیم تا نگران انتخاب هایشان چه برای دوستی وچه برای همسری نباشیم. برای آنها روشن کنیم که ازدواج چیزی به معنی مستقل شدن نیست. بسیاری از دختران ما ازدواج می کنند که به آروزی مستقل شدن خود جان بدهند، در صورتی که خود ازدواج یعنی رها کردن استقلال و تن دادن به یک زندگی اشتراکی. پس به آنها استقلال را هدیه دهیم تا در حسرت این آرزو نمانند.
۴. اگر در جامعه حجاب تحمیل می شود، در خانه هایمان آن را تحمیل نکنیم. بگذاریم خودشان تصمیم بگیرند. همه انسان ها حق انتخاب دارند. نگذاریم که زنان جامعه مان در حسرت یک لباس و یا پریشان کردن موهایشان بمانند. بقول حافظ:
عیب رندان مکن ای زاهد پاکیزه سرشت       که گناه دگران بر تو نخواهند نوشت.
۵. هنگام ازدواج حق برابر برای طلاق و حضانت فرزندان ( در صورت جدایی ) و تقسیم برابر دارایی بدست آمده بعد از ازدواج برای همسرتان قائل شوید، با این شرایط دیگر هیچ زنی مهریه ای معین نخواهد کرد. و چه زیبا که زندگی بر پایه ی برابری و عشق، ماندگار شود و نه از نداشتن حق طلاق و یا ناتوان بودن در قبال پرداختن مهریه.
۶. در جمع دوستان و مکان های عمومی دست همسرتان بگیرید و گاه گاهی او را در آغوش بگیرید، که این آسان ترین راه مبارزه با تفکرات مردسالاریست. دوست داشتن واقعی چیزی جز برابری به ارمغان نمی آورد، چرا که نمی شود عاشق بود و دیکتاتور گونه رفتار کرد. بر خلاف فرهنگ سازی غلط این حکومت، رفتارهای عاشقانه و احترام گذاشتن مرد به همسرش زن ذلیلی نمی آورد، بلکه جان دوباره به زندگی مرد و زن می بخشد. پس، از ابراز علاقه خود در جمع دوستان و فامیل ها نهراسید و به همسر خود این دلگرمی را بدهید که اگر نظام سیاسی کشورش نادیده اش گرفته است، شما نادیده اش نمی گیرید.
از این پس تا وضع اینگونه است، در روز جهانی زن به جای اینکه امیدمان را بخاطر خفقان و نابرابری های موجود ناامید کنیم با شما سخن می گوییم و از شما خواستار کمک در جهت برقراری برابری هستیم. بگذارید که در تاریخ برای فرزندانمان بنویسیم که در این دهه مردانی بودند که با وجود یک حکومت مردسالارانه و تک بعدی، حرف های ما را شنیدند وجان تازه ای به واژه ی زن بخشیدند.

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر